تبلیغات
✿◕ ‿ ◕✿ آیــــﮧ - مادر ؛ بانو خدیجه میردامادی(2)

✿◕ ‿ ◕✿ آیــــﮧ

بانو خدیجه در گفتار و رفتار عوام گریز بود. حشر و نشری گزیده داشت و ترجیح می داد با زنانی نشست و برخاست کند که ویژگی های نزدیک به او داشته باشند. سید محمد حسن کوچکترین فرزندش می گوید:" مادرم تنها یک نفررا با تمام وجود "خانم" خطاب کرد و او همسر امام خمینی بود." خانم میردامادی از دیدارش باهمسر امام در اوایل دهه چهل چنین می گوید :" امام که به ترکیه ]تبعید[ شدند، خانم شان آمدند مشهد منزل ما . من گریه کردم و گفتم: از حضرت رضا بخواهید که خدا آقا را نجات دهد. گفتند : من برای همین آمده ام به مشهد. گفتم:نذری ]بکنید[ ، ختمی بگیرید برای این کار. گفتند : همه این کار را کرده ام."

فرزندانش در وصف او می گویند که زنی خوش سخن ، سخته گو ، حافظ آیاتی از قرآن ، صریح اللهجه ، بدخط، بسیار تأثیرگذار در تربیت و بالندگی فرزندان بود.

بانو خدیجه زنی شجاع بود و این خصلت در همه امور زندگی او نمود می یافت. "در منزل ما معروف بود که اگر پدرم مرد محجوب و دور از غوغایی هست ، مادرم زنی است که آن جایی که لازم باشد در مسایل غوغایی وارد می شود ، اظهار نظر می کند."

این ویژگی در دوره مبارزه پسرانش با حکومت پهلوی ، بارها، چه در برخورد با مأموان دستگاه امنیتی و چه در ملاقات با پسران زندانی اش بروز داشت. می گویند در این موارد دیده نشده که زبان التماس به کار برد و در برابر اهانت  یا درشت گویی های مأموران کوتاه بیاید. کسی یاد ندارد بانو خدیجه در میان خانواده یا نشست های خویشاوندی از زندان رفتن پسران خود شکوه کرده باشد. او در برابر اظهار ترحم دیگران می ایستاد و به آنان گوشزد می کرد که این اقدام دلسوزی ندارد، مبارزه کرده، در راه خدا زندان رفته؛ اگر افتخار نمی کنید، به ترحم شما نیازی نیست." هربار از زندان می آمدم بیرون، می شنیدم که مادرم برخوردهایش این طوری بوده ع مقداری زیادی از خستگی من درمی آمد."

خانم میردامادی وقتی برای دیدار پسرانش به زندان می رفت،مادرانه حرف نمی زد و از رنجی که می کشد واگویه نمی کرد.آنان را به کوتاه آمدن در فعالیت های سیاسی تشویق نمی نمود.کلمه ای نمی گفت که روحیه پسرانش را بلرزاند.با مأموران زندان در بیرون یا درون اتاق ملاقات بی اعتنا رفتار می کرد و زبانش تند وتیز بود.پسر کوچکش ، سید محمد حسن ،می گوید:" شیری که مادرمان به ما داد با نفرت از پهلوی عججین بود."

بانو خدیجه در قبال پدیده های سیاسی ،منشی روشن بینانه داشت. از آن جمله بود بروز دکتر علی شریعتی یا اختلاف شیعه و سنی .

"ما سال ها با مردم راجع به اینکه اختلاف شیعه و سنی نباید علنی باشد]تا[... وسیله در دست دشمن باشد بحث داشتیم ، و از این قبل مورد تهاجم بسیاری از افراد قرار می گرفتیم که ]می گفتند[ ... بایستی علنا با سنی ها مخالفت کنیم ... همیشه مادرم در این مورد مثل یک روشنفکری که مسائل اجتماعی را می فهمد ... برخورد می کرد."


نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد 1392 ساعت 01:32 ب.ظ توسط آیــﮧ ❀◕ ‿ ◕❀ نظرات |


Design By : Pichak