تبلیغات
✿◕ ‿ ◕✿ آیــــﮧ - پدر ؛ آیت الله سید جواد (1)

✿◕ ‿ ◕✿ آیــــﮧ

پدر ؛ آیت الله سید جواد

آیت الله سید جواد خامنه ای پس از شش سال اقامت تحصیلی در نجف (حدود 1311ش)در بازگشت به ایران ،راه به سوی مشهد گشود.

در آستانه چهارمین دهه زندگی خود بود که با ضایعه مرگ همسر ،که سه فرزند دختر از او به یادگار داشت(علویه ، بتول ، فاطمه سلطان ) روبرو شد.پس از آلام دوره نوجوانی که با فقدان پدر و مادر توأم شد ، این سومین تجربه تلخ تنهایی سید جواد بود.دومین ازدواج وی با بانو خدیجه میردامادی ،دختر آیت الله حاج سید هاشم نجف آبادی میردامادی ،عالم مشهور مشهد بود.

آیت الله سید جواد خامنه ای در مشهد ، به عنوان یک مجتهد و عالمی صاحب نظر ،به تشکیل حوزه تدریس اقدام نکرد. وی شاگردان خصوصی و گاه موقت داشت که غیر از فرزندان ،می توان از حاج میرزا نصرالله شبستری ،از رو حانیان تبریز و حاج میرزا حسین عبایی،از علمای مشهد یاد کرد.

...

نزدیکان حاج سید جواد گفته اند که او مجتهد بود و ساعاتی از شب را به راز و نیاز با پروردگار سپری می کرد. حدود دو ساعت پیش از اذان صبح ،از خواب بر می خاست و نماز شب را با حوصله تمام به جا می آورد و پیش از اذان برای اقامه جماعت راهی مسجد گوهر شاد می شد.

وی بسیار ساده زیست ، قانع و زاهد بود و دلبستگی دنیوی نداشت . همسرش می دید که معیشت او در مقایسه با دیگر پیش نماز های نامی مشهد ،ساده ترین است. زندگی محقرانه او در خانه ای کوچک و در محله ای فقیر نشین می گذشت. اگر میزبان کسی برای تدریس یا گپ و گفت بود ، اهل خانه ، آن زمان را در تک اتاق طبقه زیرین خانه سپری می کردند . این وضع تا هنگامی که برخی از علاقمندان وی زمینی را کنار این خانه خریده ، به آن اضافه کردند ،ادامه داشت.

به نظر می رسد تن دادن به این نوع زندگی ، نه از سر اجبار ، بلکه یک انتخاب بود و چون همسر او نیز به این گزینش شیوه زندگی احترام می گذاشت ، در فرزندان نیز روحیه منفی پدید نمی آورد. او برای تامین معاش یا رفع گرفتاری های طبیعی به کسی مراجعه نمی کرد . ارتباطات او محدود بود و هرگز برای گشایش زندگی ، تن به گسترش مناسبات خود با دیگران نداد.

...

آیت الله سید جواد را نمی توان مرد سیاست و مبارزه به مفهومی که امروز تصور می شود- نامید . وی پا به این عرصه نگذاشت و ادعای آن را هم بر زبان نراند ؛ حتی با شیوه ای که پسرانش وارد مبارزه سیاسی ب نظام شاهنشاهی شدند ، موافقتی نشان نداد . با وجود این فاصله خود را با عوامل حکومتی حفظ کرد و روی خوش به رژیم پهلوی نشان نداد؛ چرا که " ایشان دیدشان مثل علمای شیعه امامیه ، دید بغض و نفرت نسبت به دستگاه بود ؛ به خصوص که ایشان دوران پهلوی را هم دیده بودند و گذرانده بودند و آن سختی ها را چشیده بودند . یک لحظه ایشان برای دستگاه های گذشته مفید واقع نشد و هرگز در هیچ جلسه ای ، در هیچ دعوت عمومی ، در هیچ دعوت خصوصی ... ایشان شرکت نکرد ؛ حتی مراسم موزه آستان قدس رضوی ... سالن تشریفا موزه جایی بود که اعیاد ، از علمای مشهد دعوت می کردند و بسیاری از موجهین و علماء می رفتند ... تنها کسی که ( با یکی دو سه عالم دیگر ) هرگز در این مراسم شرکت نکرد ، پدر من بود."

تلاش مقامات رسمی مشهد برای بهره گیری از چهره موجه او به نفع حکومت موفق نبود.

حاج سید جواد ، امام خمینی را از نزدیک دیده و با ایشان آشنا شده بود؛بلکه می توان گفت او با حاج آقا روح الله رفاقت داشت .آشنایی آن ها ]احتمالا[ به اوایل دهه چهل قمری ، یعنی پیش از سفر علمی حاج سید جواد به نجف ، می رسد. آقای خمینی در یکی از سفرهای زیارتی  خود به مشهد ، میهمان حاج شیخ علی اکبر نوغانی بود.آقای نوغانی بود.آقای نوغانی مقدمات دیدار آن دو را فراهم کرد و حاج سید جواد به همراه حاج سید هاشم ، پدر زن خود ، به دیدن حاج آقا روح الله رفتند.آقای خمینی نامه ای از میرزا ابوالفضل نجم آبادی ، از عمای تهران و دوستن صمیمی و نزدیک حاج سید جواد ، همراه داشت.آقای نجم آبادی در مراسله خود از حاج آقا روح الله تمجید کرده بود. "پدرم می گفت ... نامه را که خواندم ، دیدم خیلی آقای محترم و عزیز و خوبی است . با ایشان دوست شدیم و دیدنشان رفتم . عوت کردم از ایشان ؛ منزلمان ]آمدند.[ ... قم که بودم . هر وقت خدمت امام می رسیدم در منزل ایشان ، احوال پدر را می رسیدند.یکی دو باری که پدرم قم آمدند با آقای خمینی ملاقات کردند."


منبع : کتاب "شرح اسم " از  هدایت الله بهبودی


نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد 1392 ساعت 10:34 ب.ظ توسط آیــﮧ ❀◕ ‿ ◕❀ نظرات |


Design By : Pichak