تبلیغات
✿◕ ‿ ◕✿ آیــــﮧ

✿◕ ‿ ◕✿ آیــــﮧ

ما کانَ لِأَهْلِ الْمَدینَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ لا یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ لا یُصیبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَطَؤُنَ مَوْطِئاً یَغیظُ الْکُفَّارَ وَ لا یَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَیْلاً إِلاَّ کُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنینَ

سزاوار نیست که اهل مدینه ، و بادیه نشینانی که اطراف آنها هستند ، از رسول خدا تخلّف جویند و برای حفظ جان خویش ، از جان او چشم بپوشند! این بخاطر آن است که هیچ تشنگی و خستگی ، و گرسنگی در راه خدا به آنها نمی رسد و هیچ گامی که موجب خشم کافران می شود برنمی دارند ، و ضربه ای از دشمن نمی خورند ، مگر اینکه به خاطر آن ، عمل صالحی برای آنها نوشته می شود زیرا خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی کند!


قرآن می‌فرماید كه هر حركتی كه دسته جمعی باشد و كفّار را عصبانی كند، این عمل صالح است.

«وَ لا یَطَؤُنَ مَوْطِئاً» هر حركتی كه «یَغیظُ الْكُفَّار» كفار را به غیظ در بیاورد، «كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ» (توبه/120)

هر مانور و هر حركت و هر راهپیمایی كه كفار را عصبانی كند، این عمل صالح است،  یك عمری مرتب می‌خوانیم، «وَ الْعَصْرِ، إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ، إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَات‏...» (عصر/1-3) این «عَمِلُواْ الصَّالِحَات‏...» چیست؟

یكی از مصادیق عمل صالح این است كه مانوری داشته باشیم كه كفّار عصبانی شوند. و با این راهپیمایی ها چون  اسراییل و امریكا عصبانی می‌شوند،معلوم می‌شود كه عمل صالح است. هر كاری كه دشمن شاد شود، خلاف است. و هر كاری كه دشمن را عصبانی كند، عمل صالح است.

حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا قرائتی ، سوره توبه آیه 120
نوشته شده در شنبه 19 بهمن 1392 ساعت 10:08 ب.ظ توسط آیــﮧ ❀◕ ‿ ◕❀ نظرات |

سلام آقای تدبیر
آقای امید
آقای هورا
آقای شعار
30 دِی اَت مبارک
چشمانمان روشن

*
تو امروز می خندی و من
این شاعر گریان
شعر سپیدم را
سیاه می سرایم
تا اعلام عزای خصوصی کنم!
و کامم را
به حلوای مرگ احمدی روشن
که همین امروز کشته شد
تلخ کنم!

*
امروز همه خوشحالند
از اوباما و نتانیاهو گرفته
تا همین حاجی شهرمان
که سجده شکر کرد
"خدا را شکر امروز
بنز ارزان می شود"
و دلّالی که فریاد می زد:
"تا مرغ ارزان هست
زندگی باید کرد"
و شلیته ای خنده که
" ساپورت پوستی
با نخ بیست درصد چند؟"

*
بخند!
به آرزویت رسیدی
دیگر
سانتریفیوژها نمی چرخند
سانتریفیوژها
از پشت تیر خورده اند
و امروز آمانو
دهان معصومشان را پلمپ کرد
تا کیک زرد دهیم و
اُوره(!) بسازیم هر دم!

*
خیالتان تخت
سانتریفیوژها
آرام
در تابوت مصلحت خفته اند!
تا شما هر روز
به رقص ثانیه ها بچرخید
و برایشان
فاتحه سعدآباد بخوانید!
خیالتان راحت
خِرخِرهء قُم
در دست نیویورکی هاست
با آن لبخند های شیرین و
ریش های پرفسوریشان!

*
نگران خزانه خالی نباش
قرار است بابا کری
یک مشت دلار کثیف
به قیمت تحفه نطنز
برایتان حواله کند قسطی
تا خزانه چشم های ما
لبریز شود از درد!

دیگر غم مخور
هل من ناصرت را شنیدند
روزگار کشور سیاه نیست!
سیاه
حال پدرم بود
-هم او که هشت سال خردل ساخت برلین را خورد -
هم او که امروز روی ویلچر
نوش داروی ساخت مرکل را تُف کرد
و اندکی بعد
با دیدن فردوی خاموش
تشنج کرد و لحظه ای جان داد!
سیاه

روزگار مادر بود
که گوشه روسری در دهان می برد
تا دشمن
صدای دردش را نفهد آقا!

سیاه
حال مردم خان العسل است
که توله سگ های سعودی ز این پس
بیشتر زهر خورشان خواهند داد

سیاه
حال زنان الزهرا است
که قرار است
پشت دروازه های سوخته شهر
به دیوار تاریخ
میخکوبشان کنند!

سیاه
حال شعر سپید من است
که قصد انتحار
میان خفته ها کرده است!

*
چه زمستان عجیبی
دست ها در جیب
به ترس خروج
دهان ها بسته
ز سوز سکوت
زبان ها مسلول
ز بیم یک فریاد
و چشم ها افتان
چو کور یک بی داد!

*

چه زمستان عجیبی
با نه دی شور گیرد و
در سی دِی
مُهر بر دهانش کوبد!
چه زمستان عجیبی
تمام سروها یخ بسته و
پسته های رفسنجان
شکوفه داده اند امروز!
چه زمستان عجیبی

. . .
___________________
نمیدونم شاعرش كیه(در واقع از كلوب كپی كردم ) اما دست مریزاد

نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن 1392 ساعت 08:19 ب.ظ توسط آیــﮧ ❀◕ ‿ ◕❀ نظرات |

☆:*´¨`**:☆

✿◕ ‿ ◕✿   ❀◕ ‿ ◕❀  

❁◕ ‿ ◕❁   ✾◕ ‿ ◕✾


•❀.•❤•.¸✿¸.•❤•

๑۩۞۩๑
♥`*•.¸¸.•*´♥

*-:¦:-* 

๑•ิ.•ั๑
*-:¦:-*

≧◔◡◔≦   ≧✯◡✯≦   ≧^◡^≦

  ≧°◡°≦   ≧◡≦


(≧◡≦)   (◡‿◡✿)   (✿◠‿◠)


❂❁❀ ☣ ✦❉ ❥❦❧❃ஐ≈ ๑  



___________


http://sheklak-smile.blogfa.com/cat-22.aspx


نوشته شده در چهارشنبه 18 دی 1392 ساعت 09:41 ب.ظ توسط آیــﮧ ❀◕ ‿ ◕❀ نظرات |

انحرافات و بدعت های معاویه
1- شراب خواری
2- رباخواری
3-
بدعتِ گفتن اذان در نماز عید فطر و قربان
4-
بدعت در دیه
5-
بدعت نگفتن تلبیه
6-
بدعت موروثی کردن خلافت

منبع : کتاب خط روشن ( برگزیده کتاب الغدیر علامه امینی)

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت 07:42 ب.ظ توسط آیــﮧ ❀◕ ‿ ◕❀ نظرات |

معاویه در کلام پیامبر گرامی اسلام
روایت دیگری است از احمد بن حنبل (پیشوای حنبلیان) در کتاب «مسند » خود، و برخی دیگر از بزرگان اهل سنت، که از ابن عباس نقلکرده اند: در سفری همراه رسول خدا بودیم، که صدای آواز دو مرد را شنیدیم، یکی در جواب دیگری می گفت: یزال حواری تلوح عظامه زوی الحرب عنه ان یجنّ فیقبرا (هماره استخوا نهای یار شفیق آشکار م یشود و جنگ، مانع کفن و دفن او میشود)
پیامبر فرمود: ببینید، اینها چه کسانی هستند که آواز می خوانند؟ گفتند: معاویه و عمروعاص. حضرت دستها را بالا برد و فرمود: "اللهم
ارکسهما رکساً، ودعهما الی النار دعاً" (خدایا آ نها را کاملاً وارونه گردان و به حالات گذشته برگردان، و به زور در آتش دوزخ درافکن.)
علامه امینی پیرامون این روایت می گوید: چون بر دوستداران معاویه این حدیث گران آمده است و نتوانستند به سند این حدیث اشکال وارد کنند، ازاین رو برخی از ناقلین این حدیث، به جای نام معاویه و عمروعاص، از واژه فلان و فلان استفاده کرده اند.



منبع : کتاب خط روشن ( برگزیده کتاب الغدیر علامه امینی)


نوشته شده در سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت 07:36 ب.ظ توسط آیــﮧ ❀◕ ‿ ◕❀ نظرات |

معاویه در کلام پیامبر گرامی اسلام
روایات متعددی از رسول خدا ، راجع به معاویه در کتب بزرگان اهل سنت نقل شده است که در این بخش تنها به ذکر دو مورد از آ نها می پردازیم: اولین مورد، روایتی است که حافظ، محمّد بن جریر طبری )نگارنده تفسیر و تاریخ طبری( در کتاب تاریخ خود، از علی بن اقمر نقل م یکند که گوید: ازعبدالله بن عمر شنیدم که می گفت: رسول خدا از دره ای خارج شد وابوسفیان را سوار بر مرکب، همراه معاویه و برادرش دید، که یکی افسار حیوان را در دست داشت و دیگری آن را از پشت م یراند، تا آ نها را دید، فرمود:"اللهم العن القائد و السائق و الراکب" )خدایا آنکه افسار به دست دارد، و آنکه مرکب را از پشت می راند و کسی که سوار بر حیوان است را لعنت کن(، از او پرسیدم: تو خودت از رسول الله شنیدی؟ گفت: آری، وگرنه گوش هایم کر باد، آن گونه که چشمانم کور است.

 

منبع : کتاب خط روشن ( برگزیده کتاب الغدیر علامه امینی)

نوشته شده در سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت 07:27 ب.ظ توسط آیــﮧ ❀◕ ‿ ◕❀ نظرات |

معاویه کیست؟
کنیه او «ابوعبدالرحمن » بود. پدرش، صخر بن حرب، معروف به ابوسفیان است، که جنگ های متعددی را علیه رسول خدا  به راه انداخت. مادرش هند، معروف به هند جگر خوار است. معاویه، پنج سال، پیش از بعثت رسول خدا ، در مکه به دنیا آمد. چون مادرش بدکاره معروف مکه بود، هنگام تولد، دربار ه این که پدر او کیست؛ اختلاف شد. به هر حال چون هند، همسررسمی ابوسفیان بود، به همین دلیل معاویه را به ابوسفیان نسبت دادند و بر این اساس وی از بنی امیه به شمار آمد.
معاویه تا قبل از فتح مکه، از دشمنان سرسخت رسول خدا  به شمارمی آمد. اما پس از فتح مکه، همراه با پدر و برادرش، یزید بن ابی سفیان، به ظاهر مسلمان شد و در شمار طُلقا (آزادشدگان به دست پیامبر) قرار گرفت.


منبع : کتاب خط روشن ( برگزیده کتاب الغدیر علامه امینی)
نوشته شده در سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت 07:21 ب.ظ توسط آیــﮧ ❀◕ ‿ ◕❀ نظرات |


Design By : Pichak